X
تبلیغات
رایتل
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 57851
حرف های دلتنگی




به قول دکتر انوشه:

گاهی وقتا آدما راه را عوضی می رند

گاهی وقتا عوضی راه می رند

مصداق بارزش را روز پنج شنبه با چشم خودم دیدم

قضیه از این قرار بود که:

جای همه دوستان سبز طرف های ظهر قسمت شد و رفتم پابوس آقا شاهچراغ(برادربزرگ آقا امام رضا(ع))

پشت آبخوری روبروی حرم نشسته بودم و زائرها را نگاه میکردم و توی عالم خودم بودم

هوا یه خورده سرد بود و خودم را جمع کرده بودم که زیاد احساس سرما نکنم

توی همین حین یه پسر حدود بیست و دو سه ساله داشت با موبایل صحبت می کرد و به من نزدیک شد

(اصلا دوست ندارم به مکالمه کسی گوش کنم) ولی این یکی چون نزدیکم بود .

بلند هم صحبت می کرد

صداش به گوشم رسید و جسته و گریخته چیزایی شنیدم

داشت به دوستش می گفت :

_____________

جواد اگه قیافم رو ببینی حالت به هم می خوره

آره از خونه فرار کردم

الان 2 روزه

بهم می گفت پسر من،پسر من بره جارو بزنه؟

بره قالی کول کنه؟

منم ازخونه زدم بیرون

والا هر چی گفتم من نذر دارم قبول نکرد

گفتم بهش

گفتم من نذر کردم شش روز برم حرم شاهچراغ خادم بشم

اونم قبول نکرد

منم از خونه فرار کردم

جواد یه بیست سی تومن پول می خوام و یه چند دست لباس

آره شبا هم اینجا می خوابم

جواد اگه بیان اینجا من از چشم تو می بینما

نری بهشون بگی من اینجا هستما

_____________

بله دوستان این پسر قصه ما چون نذر داشته که بیاد شاهچراغ خادمی

اما باباهه اجازه نمی داده ،اینم از خونه فرار کرده

خندم گرفته بود از این همه حماقت

خواستم بشونمش کنارم و یه خورده نصیحتش کنم

گفتم بی خیال یه دفعه داغ می کنم یه چیزی بهش می گم ناراحت میشه

خیلی ناراحت شدم که چرا جونای ما اینقدر از لحاظ دینی کم سواد هستند

می خواستم بهش بگم خب پسر خوب اون کسی که بهت گفته نذر کن همون هم بهت گفته 

  اگه داری نماز مستحبی می خونی و مادرت صدات کرد نمازت را بشکن و جوابش بده

حالا این بنده خدا اومده بود بدون اجازه پدر نذر کرده بود و وقتی با مخالفت پدر مواجه شده بود از خونه الفرار

شما چی قضاوت می کنید:

این بنده خدا برای خدا داره این کار را می کنه و خواه ناخواه یه خواسته هایی هم از خدا داره

اما خدا هم به خاطر سرپیچی از دستور پدر و مادر می خواد اینو تنبیه کنه

این از خدا خواسته داره و خدا هم میخواد گوشش را بپیچونه

فردا روز هم میشینه و پا میشه و میگه من برای خدا فلان کار کردم اما خدا خواستم را نداد و خدا هم منو دوست نداره و....

شما اگه جای خدا بودید چکار می کردید؟

یه نقل جالب هم براتون بگم خالی از لطف نیست

آیت الله بهجت(ره) خودشون می گفتند زمانی که ما جون بودیم بازار صوفی گری خیلی داغ بود

خبر رسیده بود به پدرم که محمد تقی توی نجف داره صوفی میشه

پدرم هم برام پیغام فرستاد که من راضی نیستم اعمال مستحبی انجام بدی

فقط واجباتت را انجام بده بیشتر راضی نیستم

منم از زمانی که پیغام به دستم رسید تا زمانی که پدرم زنده بود یه دونه ذکر مستحبی هم نگفتم

حتی الله اکبر های مستحبی نمازم را هم نمی گفتم

این کجا و ما کجا 

 

آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که داند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

ببخشید که نظرات را تائید نکردم 

دوست دارم به نظراتتون جواب بدوم و بهتون سر بزنم اما سرعت اینترنت افتضاحه 

ایشالا فردا توی شرکت جبران می کنم با اینکه اونجا هم دست کمی از اینجا نداره



1390/08/20 :: 21:09 :: نویسنده : کسری