X
تبلیغات
رایتل
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 57851
حرف های دلتنگی




امروز دیگه واقعا صدای قدم های پاییز را شنیدم و زیر لب بهش خوش آمد گفتم 

 اما برگ درخت ها طاقت شنیدن صداش را نداشتن و رنگ پریده از بالای درخت، خودشون را زیر پای رهگذرها می انداختن تا صدای وز وز باد پاییزی را با خورد شدن خودشون محو کنند و عابر را که هرروز محو تماشاشون بود توی لحظه های آخر با دارو ندارشون به خود متوجه کنند.  

چند دقیقه توی حیاط به تکاپوی درخت هابرا نگه داشتن لباس های هفت رنگشون توجه کردم اما چه فایده برای درختی که باید این لباس زیبا را از دست بده،امروز نشد فردا.  

پاییز را دوست دارم 

و شاید خدابا پاییزش میخواد اینو به بنده هاش بفهمونه که یه درخت قبل از اینکه به خواب زمستانی فرو بره باید همه زینتش را که دنیا به اون داده از خودش دور کنه وبعد بخوابه

 وبه ما اینو یاد آوری کنه که تو ای آدم زاده اینو ببین و یاد کن روزی که پیش من میای(به خواب ابد فرو میری) نکنه چیزی ازمال دنیا را همراه خودت بیاری!



1390/07/17 :: 21:03 :: نویسنده : کسری